دیدار بابا نوئل
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 2:57
xa0 xa0 دیدار بابا نوئلxa0xa0 xa0 نویسنده: xa0جیمز تربر مترجم: جواد فغانی
ماجرای گند!
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 16:41
xa0 xa0 ماجرای گند! xa04 xa0 نویسنده: آنتوان چخوف مترجم: سروژ استپانیان xa0 xa0
درخت سیب
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:20
روزی روزگاری یک درخت بود... ... ودرخت یک پسر کوجولو را دوست داشت. و آن پسر هرروز می آمد. و برگ های درخت راجمع می کرد... و از آن تاجی می ساخت وسلطان جنگل می شد. و از تنه درخت بالا میرفت... ... و از شاخه هایش آویزان می شد و تاب می خورد... ... و از آن سیب می خورد... و باهم قایم باشک بازی میکردن. وهنگام...
من ، تو و او
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:20
من به مدرسه می رفتم تا درس بخوانم. تو به مدرسه می رفتی، به تو گفته بودن باید دکتر شوی. او به مدرسه می رفت،اما نمی دانست چرا! من پول تو جیبی ام را هفتگی از پدرم می گرفتم. تو پول تو جیبی نمی گرفتی،همیشه پول در خانه شما دم دست بود. او هر روز بعد از مدرسه ، کنار خیابان آدامس می فروخت...
بی عرضه
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:19
xa0 xa0xa0 xa0 xa0بی عرضه xa0 xa0 نویسنده :آنتوان چخوف مترجم: سروژ استپانیان